موضوع:مورچه ای که باری را بر دوش می کشد.
مقدمه:میازار موری که دانه کش است، که جان دارد و جان شیرین خوش است.
بند بدنه: یادم می آید که یک سال پیش وقتی که با بچه های مدرسه مان، به گردش رفته بودیم، خیلی به ما خوش کذشت، آنجا یک درخت زیبا ، دریاچه ای لبریز از آب زلال و تمیز که هر گاه نور آفتاب درخشان در آن می تابید آب مانند الماس می درخشید. و لانه ی مورچه های زیبا آنجا بود،که یکی از آنها دانه ای بر دوش داشت،و می خواست. آن را به لانه ی خود ببرد، من سعی می کردم، که به مورچه ها آسیبی نرسانم و به بچه ها می گفتمJ)):که روی ساقه های درختان یادگاری ننویسید و حواس خود را جمع کنید،که آسیبی به مورچه ها نرسانید،زباله های خود را در آب یا در جنگل نیندازید.))
ما بعد از این که رفتیم،از زیبایی آن جنگل برای مادر و پدرم تعریف کردم. و چند روز بعد با پدر و مادرم به آنجا رفتیم،من تعجب کرده بودم، چون دیدم که شاخه های درختان شکسته و روی تنه آنها یادگاری نوشته شده است. لانه ی مورچه ها کاملا خراب و ویران شده بود، همه ی زباله ها در جنگل پراکنده و آن دریاچه ای تمیز بود، الان گل آلود بودو دیگر مانند الماس نمی درخشید،زباله ها همه برروی شاخه های بعضی از درختان دیگر که سالم مانده بودند آویزان بود.
چند دقیقه بعد به طور حیرت انگیز مورچه ها و درختان، دریاچه زبان باز کردند،
مورچه می کفت));خدارا خوش نمی آید که اینگونه لانه ای که ما به سختی ساخته ایم
،را خراب کنید.)) یکی از درختان گفت)): واقعا خدا خوشش نمی آید، که شما شاخه
های ما را بشکنید و پلاستیک و زباله هایتان را از شاخه های ما
آویزان کنید.)) من بلا فاصله همه ی بچه ها
را دور هم جمع کردم و جنگل را تمیز
کردیم، زباله ها را در دریاچه جمع آوری کردیم.
و همه از مورچه ها ، درختان و دریاچه معذرت خواهی
کردیم. و همه قول دادیم، که دیگر
از این کارها نکنیم.
نتیجه گیری: پس بچه های عزیز یادمان نرود، که هر موقع برای تفریح به جنگل یا
پارک رفتیم، شاخه های درختان را نشکنیم و به مورچه
ها و حیوانات دیگر آسیبی نرسانیم، زباله های خود را جمع آوری کنیم.
بهاره خرسند مدرسه حضرت معصومه (س)
برچسب: رابردوش,
نویسنده: مریم بهرامی