خرید بک لینک

انشای تصویر نویسی آزاد دختر پرتلاشم مونا کامران زاده از مدرسه زنده یاد ملک زاده


: تصور کنید که یک کوه بلند و پر از سنگ و صحره را جلوی خود می بینید و راه تان را سد کرده و عبور از آن غیرممکن به نظر می رسد ؛ اما شما مصمم هستید که به آن طرف کوه بروید و به هدف خود برسید.
در یک جنگل سرسبز پرنده کوچولویی به نام قناری زندگی می کرد ، قناری عاشق گل های آفتابگردان بود و آرزو داشت که هرروز در کنار آنها آواز بخواند ، اما باغ آفتابگردان در آن طرف کوه قرار گرفته بود و قناری نمی دانست چطور باید از آن عبور کند.
قناری از دوستانش کمک خواست. سنجاب گفت:« از من بپرس من می توانم خیلی سریع‌تر از درخت بالا بروم اما نمی توانم از کوه عبور کنم». خرگوش گفت:«من می توانم خیلی تند بدوم ، اما کوه خیلی بلند است و نمی توانم به بالای آن برسم».
قناری نا امید شده بود. ناگهان به یاد این بیت افتاد:« هزار کوه گرت سد ره شوند ، برو ! ». قناری تصمیم گرفت که خودش تلاش کند و به باغ زیبای آفتابگردان برسد.
بال هایش را باز کرد و با تمام توان آغاز به پرواز کرد ، از میان درختان و صخره ها عبور کرد و به قله کوه رسید. از دیدن آن طرف کوه کلی شگفت زده شده بود. با خوشحالی به سمت باغ پرواز کرد ؛ میان گل های آفتابگردان فرود آمد و از ته دل آواز خواند و شادی کرد.
با این داستان دانستیم که با تلاش و پشتکار به هر چه که میخواهیم میتوانیم برسیم ، هیچ چیز غیرممکن نیست فقط کافی است که به خودمان و خدای خودمان ایمان داشته باشیم.

برچسب: نویسنده: مریم بهرامی تاريخ: جمعه 27 شهريور 1405 ساعت: 0:05

صفحه بندی